سعادت بر زبر سر توست. زیرِ قدم نِه، تا دست بر سعادت رسد (بوسعید)
خود بودن و خودآگاه بودن از خویش
ابوسعید ابولخیر تمام رنج های انسانی را ناشی از آن می داند که او می خواهد خود را جز آنچه هست نمایش دهد. بهشت از نگاه ابوسعید، یعنی اینکه همان باش که هستی، و این یعنی دروغ نگفتن به خویش. اگر انسان به هویت خود، از نگاه دیگران، از نگاه عرف، از نگاه مکتب، از نگاه باورهایی که در طی زمان پذیرفته است، و ... بنگرد، هیچگاه نمی تواند بفهمد که چیست، و در نتیجه نقشی ناسازگار را بازی می کند که رنجی روانی را بر او تحمیل می کند.
سهروردی انسان را حیوان خودآگاه می داند. یعنی کسی که خویش را شناخته است و هر عملی که انجام می دهد را می تواند پیگیری کند که این عمل او در نتیجه کدام باورها و کدام خواستهای او است. از نگاه سهروردی، فردی که همانند یک ربات، مجموعه ای از دستور العمل های یک مکتب را، یا عرف یک جامعه را، یا ... را در واکنش به اعتقادات و جامعه بازی می کند، فرقی با یک گوزن ندارد. انسان کسی است که از آنچه هست و آنچه می کند، خودآگاه است.
در خرد خسروانی، هر انسانی باید خودش باشد و به طور خودآگاه بتواند باورها و اعمالش را دنبال کند. مثلا اگر به موضوعی باور دارد، با خود رو راست باشد و بتواند ریشه باورش را بیابد، به عبارتی خودش، خودش را روانکاوی کند. نزد حکیم خسروانی، نقطه کمالی برای انسان نیست که بخواهد خود را به آن برساند، بلکه خود بودن و خودآگاه بودن از خویش، مهمترین هدف است.
بوسعید از خود و آنچه می کند خودآگاه است، در رو راستی با خودش می داند که کدام کار را برای حب جاه، مقبولیت، و نمایش انجام می دهد. او سعی نمی کند، آن را با هزار دروغ بپوشاند که نه این کار را من برای هدفی دیگر انجام دادم. او لباسی از حریر می پوشید که بر مردان حرام است، و آنگونه می زیست که بود تا طعم خوش وقت را بچشد.
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
1 comments:
بيشتر از آنکه سعي کنيد که کودک خود را تيزهوش بار بياوريد، در تلاش باشيد تا عدد خودآگاهي او زياد گردد. يک انسان تيزهوش، مثل يک کامپيوتر چند هسته اي با 10 مگابايت رم است. ولي کامپيوتر از خودش آگاه نيست. براي خودآگاه کردن قبل از انجام هر کار، هر انديشه، هر احساس از خود بپرسيد که واقعا ريشه اين خواست، اين احساس و ... در کجاست؟ پرسيدن يعني گام گذاشتن در مسير خودآگاهي.
ارسال يک نظر