پیامبری

از میان نحوه­ های ارتباط با خدا، از مفهوم پیامبری سخن گفته می­شود که آن را نوعی ارتباط خاص با خدا می­دانند. پیامبری را، با توجه به نحوه نگرش به خدا (لینک را ببینید)، می­توان به دو دسته پیامبری پانته­ ایسمی و تئیسمی تقسیم کرد.
پیامبری تئیسمی. از آنجا که در نگاه تئیسمی، خدا ورای جهان و متمایز از عالم است، پیامبر انسانی است که توسط او برگزیده شده است تا دستورات او را به همه انسانها برساند. این نحو از ارتباط همانند ارتباط یک فرمان­روا با پیام­ رسان امین خود است، که پیام­ رسان دستورات و قوانین را بدون کم و کاست به گوش جامعه می­رساند. از دیدگاه تئیسمی، پیامبر امین خدا برای رساندن پیام است که توسط خود خدا برگزیده شده و در نقل و انتقال این پیام، خود او هیچ تاثیری بر آن ندارد. گفته پیامبر تئیسمی، گفته خداست، و خدا با یکی از زبان­های رایج بین انسانها سخنش را به پیامبر ابلاغ کرده است.
پیامبری پانته­ ایسمی. در نگاه پانته­ ایسمی، هستی به دو بخش فرمانروا و بنده، خالق و مخلوق و .. تقسیم نمی­شود، بلکه خدا در جهان و جهان در خداست. خدا فرمان­روایی تصور نمی­شود که بخواهد برای بندگانش پیک بفرستد. به همین دلیل، پیامبر پانته ­ایسمی، کسی است که با هستیی که خود او نیز جزیی از آن است ارتباط برقرار می­کند. از دیدگاه پانته ­ایسمی، پیامبر حکیمی صادق است که برآورده کنشگری بدون واسطه­ اش با هستی را به گوش مردم می­رساند. زرتشت، بودا، سقراط، لائوتسه و بایزید بسطامی را می­توان از جمله پیامبران پانته ­ایسمی دانست. به خصوص بودا، که دینی را پیامبری می­کند که در آن هیچ سخنی از مفهوم خدا دیده نمی­شود. گفته پیامبر پانته­ ایسمی گفته صادقانه خود او است که در کنشگری با هستی بدست آمده است. به همین دلیل، نام حکیم، نامی مناسب­تر از پیام ­بر برای این دسته از افراد است.