کاهنانِ مارگون ضحاک مغزهای جوانان را می خورند! تا مبادا آنها خردورزی کنند! گرد ایستایی بر همه جا پاشیده شده است! ساختارهای ناکارآمد آزار دهنده اند! اما کاهنان که پرده داران ساختارها هستند، آنها را به پا داشته اند.
مردم چشم به راه یک سوشیانت، و یک رهاننده هستند! کاهنان ضحاک آنان را فریفته اند که سوشیانت فردی خاص است، و چون بیاید، کاهنانند که او را به مردم نشان خواهند داد.
کاوه برخاست، سوشیانت هر آنکس است که ما را از ایستایی به فزایندگی برد. ای مردم، همه شما سوشیانت هستید، فریب کاهنان را نخورید. جوانان به یاری کاوه آمدند، و فریدون تنها یکی از آنان بود! او فرخ فرشته نبود! و فرهمندی را از داد و دهش به دست آورده بود!
آری! تو داد و دهش کن! فریدون تویی! سوشیانت تویی!
0 comments:
ارسال يک نظر